مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

252

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

گرفت . و چون به هوش آمد ، پيامبر گفت : « هرگز گمان ندارم كه خداى تعالى را آفريده‌اى چون تو باشد . » جبرئيل گفت : « اى محمد ( ص ) چه خواهد بود اگر اسرافيل را ببينى سرش در زير عرش است و پاهاش در اعماق زمين هفتم و عرش بر دوش اوست و او گاه از خوف خداوند چنان مىكاهد كه به گونهء صعوه‌اى درمىآيد . و عرش پروردگار تو را جز عظمت او برنمىتابد . » و از ابن مسعود روايت شده است كه خداى را فرشته‌اى است كه همهء درياها در فرو رفتگى شست اوست . و كعب الاحبار روايت كرده كه خداى را فرشته‌اى است كه آسمانها بر دوش اوست و همچون آسيا ، بر آن مىگردد . و از ابن مسعود ( رض ) روايت كرده‌اند كه در وصف فرشتگان عذاب گفت : « هيچ يك از آنان نيست مگر آنكه اگر خداوند به دو فرمان دهد تا آسمان را و زمين را و آنچه در آنهاست ، فرو بلعد ، اين كار بر او خرد آيد ، از آنكه خداى تعالى اجسام ايشان را بسى عظيم آفريده است . » و در وصف فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب و وصف جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملك الموت و جز اينها ، از فرشتگان ، چيزهايى آمده است كه مؤمنان بايد بدانها تسليم شوند و ايمان آورند . و در وصف حاملان عرش آمده است كه آنان فرشتگانى هستند كه اندازهء گام يكى از ايشان هفت هزار سال راه است و شاخهايى دارند به مانند شاخ گوزن . و گويند كه عرش بر روى دوش آنهاست . و بعضى گفته‌اند كه بر شانه‌هاى ايشان ناشئه [ 1 ] اى است كه در عرش قرار دارد و خداى داناترين است و درست‌حكم‌ترين . و ابو حذيفه از مقاتل از عطا روايت كرده است كه خداى تعالى به هر روز جبرئيل را به بهشت عدن مىفرستد و او دو بال خويش را در رودخانهء آن فرو مىبرد و سپس مىآيد و بال مىافشاند و از هر بال او هفتاد هزار قطره فرو مىچكد و خداى تعالى از هر قطره‌اى فرشته‌اى مىآفريند . و گفت كه هيچ قطرهء بارانى از آسمان به زمين فرو نمىآيد مگر آنكه فرشته‌اى همراه اوست كه ديگر بار به زمين باز نخواهد گشت . و گفت كه در آسمانها يك بدست جاى نيست مگر آنكه فرشته‌اى در آن ، در حال قيام يا سجود است و يا ركوع كه از لحظه‌اى كه آفريده شده است سر از ركوع و سجود برنداشته است و چون روز رستاخيز شود سر بردارد . و بگويد : سبحانك ما عبدناك حق عبادتك [ پاكا منزّها كه تويى ، ما پرستش نكرديم تو را آن گونه كه سزاى تو بود . ] و گفت كه خداى تعالى را فرشته‌اى است موكل بر درياها و چون پاى خويش به دريا نهد مدّ خواهد شد و آنگاه كه پاى بردارد جزر خواهد بود . و گفت كه فرشتگان چهارند : جبرئيل فرشتهء رسالت و اسرافيل فرشتهء صور و عزرائيل فرشتهء مرگ و ميكائيل فرشتهء روزيها . و از على بن ابى طالب ( رض ) روايت

--> [ 1 ] « و قيل على مناكبهم ناشية فى ( شايد : هى ) العرش . » ناشيه مىتواند به معنى دختر جوان باشد و مىتواند به معنى ابر كه نخستين بار پيدا و نمايان گردد باشد ، عبارت مشكوك است .